خرید بک لینک
هفته گذشته ۳ قلوها که حالا دیگر ۱۵ ساله شده اند از ایران رفتند.البته نه برای همیشه ....اونا مجبور بودن بعلت ماموریت پدر شون در خارج از کشور به همراه اونا برن.اختیارشون که دست خودشون نیست ..حق اعتراض هم که ندارن.حالا من مونده ام وتنهایی..وغصه اینکه باز کی میتونم ۳ قلوهامو ببینم..راستش خیلی بهم وابسته بودیم .البته هنوزم هستیم هرروز در واتس آپ  باهم حرف میزنیم  + نوشته شده در جمعه هشتم مرداد ۱۴۰۰ ساعت ۷:۱۸ ب.ظ توسط 3 قلوها  | 

برچسب: نویسنده: بهار حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 12 تير 1401 ساعت: 11:08

هنوز بیش از ۱ هفته از رفتن ۳ قلوها نگذشته ولی انگار که هنوز پیشم هستن .هنوز صداهاشون ؛اداواطوارشون؛دعواهاشون؛واشتی بعددعواشون پیش چشمم هستن.هنوز تو گوشمه که وقتی از علی می پرسیدم که چه خبر؟میگفت هیچی خسته ام می گفتم چرا؟ میخندیدومیگفت همینجوری؟هنوز وسواس حسین در مورد نمازش فراموشم نشده .اخه حسین موقع نماز باید تمام آداب نمازخوندنو رعایت میکرد انگار ۸۰ سالشه؟؟؟؟؟و محمد که عاشق جگر ودل وروده بود به اینا که فکر میکنم دلم میخواد سرمو بکوبم به دیوار ..اصلا فکر نمی کردم دوریشون اینقدر سخت باشه + نوشته شده در جمعه هشتم مرداد ۱۴۰۰ ساعت ۷:۲۸ ب.ظ توسط 3 قلوها  | 

برچسب: نویسنده: بهار حسینی‌پور تاريخ: يکشنبه 12 تير 1401 ساعت: 11:08

صفحه بندی